در این مقاله می خواهیم از “مراحل کار صدا” بگوییم اما قبل از آن بد نیست که مروری کلی بر بخش های مختلف این حرفه داشته باشیم تا تکلیف مان با بحث روشن تر شود.

همانطور که هر فیلمی را کارگردانی ست، هر صدایی را نیز کارگردانی ست که اصولا باید در جریان مراحل کار باشد، ایده بدهد و مدیریت کند اگرچه نظارت مستمر او نیازی نیست.

در واقع به “مجموعه کارهای این کارگردان صدا” می گویند: “طراحی صدا”. صدابردار، ادیتور صدا، صداگذار و میکس من از او نظرخواهی میکنند. در واقع آنها دست های خلاق طراح صدا هستند.

این شخص جایگاهی شبیه به یک مهندس عمران دارد و نقشه ای را که معمار (فیلمنامه نویس در سینما) برای ساختمان کشیده چکش کاری میکند.
برای مطالعه دقیق دراین مورد مقاله ی” طراحی صدا “رو مطالعه کنید.

البته در بسیاری از پروژه ها، طراح صدا به معنای دقیق کلمه حضور ندارد و صدابردار به شیوه خود صدا را ضبط میکند. سپس صدا بدست فرد یا افراد دیگری برای تدوین و صداگذاری داده می شود. اگرچه اغلب این افراد “شخصا” آگاهی لازم را برای مهندسی صدا دارند.

به هر صورت در تعریف کلاسیک قضیه از مشاغل کار صدا، حضور یک کارگردان هنری لازم است؛ چه چیزی بهتر از یک هماهنگ کننده ی آگاه به تمام اصول تصویرسازی صدا که بتواند مراحل مختلف کار را به یکدستی و انسجام برساند.

برای بیشتر دانستن درباره مبحث “طراحی صدا و صداگذاری ” به این مطلب سری بزنید.

برویم سر اصل مطلب
مرحله اول: صدا در پیش تولید

وقتی از اولین مرحله صدا حرفی به میان می آید اکثرا ممکن است بگویند “خب معلومه دیگه صدابرداری” اما در واقع اولین مرحله مربوط به صحبت ها و گپ و گفت های بسیار مهم یک تیم چندنفره از جمله : کارگردان، مدیرصدابرداری و طراح صداست.

صفرتاصد صدای فیلم

صدا در تولید

مرحله دوم: صدابرداری

صدابردار از طریق صحبت با کارگردان فیلم، طراح صدا یا منشی صحنه تجهیزاتش را انتخاب کرده و جای قرارگیری بوم را بر اساس دکوپاژها تعیین می کند.

او باید به این جمع بندی برسد که می خواهد در هر یک از صحنه ها از چه تعداد میکروفون استفاده کند، در این پلان هاشف نیاز هست یا گان یا هر دو(بعضی سوژه ها را باید با بیش از یک میکروفون دنبال کرد؛ مثلا دو گان با لول های صدایی متفاوت) یا اینکه کدام میکروفون برای فضای داخلی بهتر است و کدام برای صحنه های خارجی.

از طرف دیگر نگهداری بوم و نیفتادن سایه اش در تصویر از مبانی این حرفه است. در نماهای نزدیک مشکل خاصی پیش نمی آید اما در نماهای باز هدایت بوم و بسکت کمی مشکل تر می شود.

گاهی شاهد نورهای زیاد و غیرتخصصی سر صحنه فیلم ها هستیم. به طوریکه بوم من هرکجا که بایستد سایه بوم او در تصویر می افتد. معضل نورهای اضافی را حتی می شود در پروژه های حرفه ای هم شاهد بود. چرا که اصل بر تصویر گذاشته شده و خیلی مواقع صدا آسیب می بیند؛ صدایی که قرار است روح تصاویر باشد.

علاوه بر اینها نظارت دائمی از سوی مدیر صدابردار لازم است تا در پروسه ضبط صدا، نویز ایجاد نشود، در صداها دیستوریشن به وجود نیاید(صداهایی بالاتر از داینامیک رنج رکوردر و میکروفون) و پرسپکتیو صداها نیز زیاد از حد دور و نزدیک نشود.

البته بخشی از اینها در مرحله بعد قابل تصحیح شدن هستند اما کیفیت سالم تر در این مرحله کار را در مراحل بعد راحت ترکرده و روی کیفیت شان تاثیر میگذارد.

اگر طراح صدا از همان ابتدا در کنار صدابردار باشد، خیلی از معایب صدا پیش از رفتن به مرحله پس از تولید رفع رجوع می شوند.
اگر خواستار مطالعه درمورد صدابرداری فیلم هستید میتونید مقاله ی صدابرداری مارو مطالعه کنید.

یک نکته مهم

یک میکروفون خوب اگر در دستان یک کاربلد قرار بگیرد خروجی عالی خواهد داشت وگرنه کار اصلی تجهیزات صدابرداری صرفا “ضبط صدا با کیفیت سالم” است؛ صداهایی که با توجه به اندازه ی نماها، زاویه دوربین و حتی ژانر فیلم بدست آمده اند. آن هم نه با میکروفن هایی لزوما گران تر، بلکه با میکروفون هایی متناسب تر.

بدیهی است که کیفیت ابزارها با هم فرق می کنند اما مهم این هست که از خودمان بپرسیم “کجاها فرق می کنند و تا چه اندازه؟”.

به این دو میکروفون شبیه به هم دقت کنید: ME66 و MKH 416. اولی نویز داخلی بیشتر و کیفیت کمتری دارد اما در خیلی از صحنه ها، تفاوت محسوسی با مدل 416 ندارد درحالیکه خیلی ارزان تر و اقتصادی تر است. ( درمورد بعضی مدل های میکروفون در  مقاله ی روش های صدابرداری توضیح دادیم)

تفاوت بارز این دو را تنها می شود با سیستم های پخشی که دقت بالا دارند یا در برخی سکانس های بخصوص یا هنگام پاسخ های خطی و غیرخطی شان مشاهده کرد.

استفاده از رکوردرهای قابل قبول ZOOM کاری مرسوم است و علت اصلی این استقبال جمعی را به راحتی میتوان از گرانی رکوردرهای بسیار خوب ناگرا و ساندیوایس متوجه شد.

دراین باره هم می توانیم سوال “کجاها فرق داره و چقدر” را بپرسیم. باید بگویم که در دیالوگ های عادی تفاوت محسوسی بین آنها نیست. رکوردهای ساندیوایس و ناگرا در واقع با استفاده های بیشتر میتوانند کیفیت بالاترشان را به رخ بکشند.

صدای تولید شده توسط آنها می تواند در گین های بالاتر همچنان نویز نداشته باشد و پایداری بیشتری از خودش نشان دهد. حتی در ضبط کنسرت یا سازها نیز بخاطر داشتن داینامیک رنج بالا کیفیت زیادی دارند.

بنابراین در ضبط دیالوگ های ساده که اصلا به پری امپ (preamp) رکوردر فشار عجیبی نمی آید  همین ZOOM هم خروجی قابل قبولی به ما می دهد ( البته فقط قابل قبول و نه بی نقص ) تنها کافی ست بدانیم که از وسیله مورد نظر چه می خواهیم. ولی به طور کلی بهتره برای پروژه های حرفه ای تر از رکوردرهای بهتری استفاده کنیم که با بالاتر رفتن کیفیت پری امپ رکوردر به کیفیت صدای بهتر و نسبت سیگنال به نویز بهتر برسیم.

پی نوشت: کیفیت رکوردرها در وهله اول به پری امپ آنها مربوط می شود؛ همان تقویت کننده اولیه‌ی آنالوگ (صدای ورودی).

پس از تولید

مرحله سوم و چهارم: تدوین و صداگذاری صدا

در مرحله ادیت صدا به موازات اینکه برداشت های غیردلخواه تصویری دور انداخته می شوند، صداهای شان نیز غیرقابل استفاده می شود.

بنابراین وقتی از تدوین سخن به میان می آید منظور صدا و تصویر با هم است. اگر صدای یک صحنه، محصولی از چندین میکروفون باشد لازم است این صداها با هم سینک شوند.

بعد از اتمام مرحله تدوین، ادیتور یک خروجی متداول OMF یا AAF از کار خود می گیرد و ادامه کار را به صداگذار می سپارد.

با این خروجی، لاین های پروژه صدا به صورت تفکیک شده در اختیار او قرار می گیرد و بنابراین اشراف کاملی به صداها پیدا میکند.

سوپروایزر ادیوتور صدا مدیریت تمامی کارهارو عهده داره که توی ایران معمولا با عنوان طراح صدا یا صداگذار شناخته میشه اما درواقع این شخص مدیریت چه نفر یعنی ادیت کننده ی صدا و طراحی صدا و صداگذاری کار و حتی میکس کننده ی صدا رو برعهده داره. اما ما اینجا به طور ساده میگیم صداگذار یا طراح صدا.

افکت های صوتی، صدای نریتور و دوبلورها در صورت نیاز در همین مرحله به کار اضافه می شوند. معمولا بخشی از صداها نیازمند دوبله ی مجدد توی این مرحله است و گاهی حتی در بعضی فیلم ها لازمه ما بیشتر صداهارو از نو دوبله کنیم که البته این شیوه ی دوبله ی زیاد در هالیوود بسیار رایجه.

علاوه بر اینها، آمبیانس های ضبط شده از محیط، صدای وسایل و غیره به کار اضافه می شوند و اگر هم لازم باشد صداهای مختلف برای وسایل یا محیط ساخته می شود.

ناگفته نماند که صداها یا دیالوگ های ضبط شده در سر صحنه بخاطر داشتن همان آکوستیک و صدای محیط، بهتر از صداهایی هستند که خارج از محیط ضبط شده اند.

در هر صورت هرچه آرشیو صوتی صداگذاران غنی تر باشد کارشان راحت تر و بهتر است. در سینمای امروز جهان، شغل عده ای اصلا همین ساخت آرشیوهای صوتی است که ارثیه خوبی برای وارثان محسوب می شود.

صداگذار علاوه بر این اضافه کردن ها، باید دست به اصلاحات هم بزند؛ از جمله تصحیح پرش های آمبیانسی و نویزها.

مرحله پنجم و ششم: میکس و مسترینگ

عملیات میکس به لحاظ فنی با ادیت و صداگذاری صدا تفاوت دارد اگرچه گاهی همه این کارها توسط یک نفر انجام می شود.

در این مرحله تمام صداها با یکدیگر به شیوه پیچیده تر و کامل تری ترکیب شده و لول بندی می شوند. درواقع در میکس محل قرار گیری و لول ولوم تکه های مختلف صدا در جای مناسب برای بهتر و درست تر شنیدنشان قرار می گیرد.

اکولایز و تناسب بندی نیز کار میکس کننده صدا است. اف ایکس های صوتی و ریورب گذاری ها با توجه به طراحی صدا  میتواند در این مرحله خود نمایی کند.

برای اینکه صدا بتواند تصویرسازی بهتری داشته باشد لازم است که از طریق استاندارد دالبی یا استریو ابعاد بیشتری پیدا کند. همچون دنیای واقعی که صداها از جهات مختلف به گوش ما می رسند و حالت تخت و یکسانی ندارند؛ حالتی که در صدای مونو وجود دارد.

به طور خلاصه میتوان گفت که در این مرحله میکس و سپس مسترینگ است که می توانیم به صدای نهایی فیلم دست پیدا کنیم.

مسترینگ نیز همان آماده سازی صدا متناسب با استانداردهای متعدد پخش است. از تلویزیون و یوتیوب گرفته تا سینما و همه شبکه های مستقل و غیرمستقل دیگر.

در واقع سیستم های پخش در نقاط مختلف دنیا استانداردهای لودنس و پیک لول متفاوتی دارند .
نکته: آن چیزی که صدای سینمایی را از غیرسینمایی متمایز می کند، در واقع مربوط به نوعی از مسترینگ است؛ یعنی مدلی از استاندارد لودنس و ولوم پیک صدا متناسب با سینما و این تمایز علت دیگری جز این ندارد. حتی محصولات غیرسینمایی مثل تولیدات شبکه خانگی هم می توانند در مرحله میکس به صدای دالبی و استریو برسند و این ویژگی ها مختص کارهای سینمایی نیست.

در این مرحله نهایی مسترینگ، شفافیت صدا بالاتر رفته و مقدار شنوایی(لودنس صدا) به کیفیت بیشتری می رسد که این عمل از طریق پروسسور دیجیتال نرم افزاری یا سخت افزار ی مثل HDX , UAD ,… و پروسسورهای آنالوگ صورت می گیرد.

ابزارهایی که امکانات خوبی به ما می دهند تا صدا را بعد از مرحله میکس دقیق تر بشنویم و پردازش کنیم. سپس می توانیم از طریق آنها صدای میکس شده را با کیفیت بالاتر خروجی بگیریم که حقیقتا با خروجی های معمولی از زمین تا آسمان متفاوتند.

HDX ظاهری شبیه به کارت گرافیک دارد و البته با قدرت بیشتر و مانند برخی کامپیوترها دارای دو عدد CPU است. در واقع یک کارت صدا از شرکت ‌‌‌‌‌‌‌avid است که در ایران بیشتر در “مبحث صدا در حرفه موسیقی” مورد استفاده قرار می گیرد و کمتر در حوزه ی فیلم.

hdx

 

بد نیست بدانید که کیفیت  پروسسورهای شبیه سازی شده ی دیجیتالی به پای پروسسورهای آنالوگ واقعی نمیرسد.  مثلا  کمپروسر cla2  در حالت شبیه سازی دیجیتال به کیفیت حالت واقعی آنالوگ نمیرسد. به عبارتی میتوان گفت از مهم ترین و در دسترس ترین راه بالابردن کیفیت صدا در کارهای سینمایی، طی کردن مسیر از طریق این نوع پروسسورهای آنالوگ ها است.

در نهایت فایل یک پارچه ی صدا با استاندارد پخش مناسب خروجی گرفته و به تدوینگر یا کارگردان یا اصلاح کننده رنگ داده می شود. این صدا توسط آنها روی فیلم قرار می گیرد و اکسپورت نهایی کار گرفته می شود.

برای اطلاع بیشتر و یا همکاری در تمامی قسمت های صدا می توانید با استودیو نقره ای تماس بگیرید . همکاران ما در سایت و یا از طریق تلفن پاسخ گوی شما هستند.

 

مقاله از : مجید آقایی

نویسنده : مینا سهیلی